
مثل همیشه
فنجانم را نگاه کن. فالم را ببین . دیدی؟
باز هم مثل همیشه بی چیز شدن در فالم بود .
باز هم غم می خواهد بر زندگی شیرینم سایه افکند.
در سطر سطر نوشته هایم پیداست.
در رنگ نگاهم جای گرفته و در لحظه هایم جاریست.
من از او گریزانم اما او هر لحظه به دنبال من می آید.
باز هم غم قسمت فال من شد . مثل همیشه
+
نوشته شده در چهارشنبه دهم مرداد 1386ساعت 17:51  توسط قاصدك
|

