تبليغاتX
در قیر شب



 

                                           

ميدانم روزي به دليلي كه هيچ ارتباطي به من نخواهد داشت

در حفره اي تاريك كه هيچ گاه متعلق به من نخواهد بود

در زير سنگفرش هايي كه خيلي زود گذرگاه عابران بي خيال خواهد شد

مدفون می شوم

انگار نه انگار كه بودني برايم بوده است

و انگار نه انگار كه رفتني

اين موضوع نه به من مربوط مي شود و نه به هيچ كس ديگر

اين موضوع يك اتفاق ساده است

يك اتفاق ساده مسخره

براي اينكه تنوعي باشد براي گريز از تكرار قدم زدن هاي بيهوده

و به گمانم كسي هم آن بالاهاست 

كه نظاره ميكند مردن تدريجي ام را 

از فراز آسمان لاجوردی دست نیافتنی...

+ نوشته شده در  شنبه بیستم مرداد 1386ساعت 1:50  توسط قاصدك  | 





tkbleak.com

>