
من همان دخترك نقره پوش شب هاي سياه آسمان زندگي ام.
من همان دختركي هستم كه اگر مانند ستاره اي بر تمام آدم ها لبخند زند شاد است.
و هيچگاه رنگ خزان نديده است و هميشه خوشحال و بهاري است
دختركي هستم كه تاب ديدن مرواريد هاي غلطان نشسته بر صورت خردسال را ندارد
من همان هستم كه پادشاه سياهي و ظلمت به من لقب فرشته داده است.
آري من همان فرشته اي هستم كه از جايي دور براي مهرباني آمده ام
و روزي هم از همان راهي كه امده ام باز خواهم گشت
بدون اينكه كسي بفهمد من كه بودم و چه بودم و از كجا آمده بودم.
+
نوشته شده در چهارشنبه یکم شهریور 1385ساعت 13:8  توسط قاصدك
|


