
زن مي تواند تنها يك همسر داشته باشد و تو مختار به داشتن چهار همسرهستي...
براي ازدواجش در هر سني اجازه لازم است و تو هر زماني بخواهي به لطف قانونگذار مي تواني ازدواج كني!
زن در محبسي به نام بكارت زنداني است و تو....
او مي زايد و تو براي فرزندش نام انتخاب مي كني
او درد مي كشد و تو نگراني كه كودك دختر نباشد
او بي خوابي مي كشد و تو خواب حوريان بهشتي را مي بيني
او مادر مي شود و همه جا مي پرسند نام پدر
و هر روز او متولد ميشود؛عاشق مي شود؛مادر مي شود؛پير مي شودو ميميرد
وقرن هاست كه او؛
عشق مي كارد و كينه درو مي كند
چرا كه در چين و شيارهاي صورت مردش به جاي گذشت زمان جواني بر باد رفته اش را مي بيند
و اينها همه كينه است كه كاشته مي شود در قلب مالامال از درد.
براي ازدواجش در هر سني اجازه لازم است و تو هر زماني بخواهي به لطف قانونگذار مي تواني ازدواج كني!
زن در محبسي به نام بكارت زنداني است و تو....
او مي زايد و تو براي فرزندش نام انتخاب مي كني
او درد مي كشد و تو نگراني كه كودك دختر نباشد
او بي خوابي مي كشد و تو خواب حوريان بهشتي را مي بيني
او مادر مي شود و همه جا مي پرسند نام پدر
و هر روز او متولد ميشود؛عاشق مي شود؛مادر مي شود؛پير مي شودو ميميرد
وقرن هاست كه او؛
عشق مي كارد و كينه درو مي كند
چرا كه در چين و شيارهاي صورت مردش به جاي گذشت زمان جواني بر باد رفته اش را مي بيند
و اينها همه كينه است كه كاشته مي شود در قلب مالامال از درد.
با دستات یه پروانه میگیری ، میخوای ببینی زنده است یا نه انگشتاتو باز میکنی ، فرار میکنه ، محکم میگیریش میمیره. دوست داشتنم یه چیزیه مثل همین
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم مرداد 1385ساعت 22:51  توسط قاصدك
|


